صفحه‌ی اصلی
بايگانی
پست الكترونيك
بایگانی‌ی موضوعی
:: سینما
:: ادبیات
:: بدون شرح
:: شعر
:: تیاتر
:: چشمان وحشی
بایگانی‌ی ماهيانه
:: November 2007
:: October 2007
:: August 2007
:: July 2007
:: March 2007
:: February 2007
:: January 2007
:: December 2006
:: November 2006
:: October 2006
:: September 2006
:: August 2006
:: July 2006
:: June 2006
:: May 2006
:: April 2006
:: March 2006
:: December 2005
:: November 2005
:: October 2005
:: September 2005
:: August 2005
:: July 2005
:: June 2005
:: May 2005
:: April 2005
:: March 2005
:: February 2005
:: January 2005
:: December 2004
:: November 2004
:: October 2004
:: September 2004
:: August 2004
:: July 2004
:: June 2004
:: May 2004
:: April 2004
:: March 2004
:: February 2004
:: January 2004
پيوندها
تبليغات
پشتيبانی و خدمات
:: آمار بازدیدکننده‌گان
:: نسخه‌ی RSS 0.91
:: با كمك MovableType
:: اجرا: ادبكده، بانك ادبيات پارسی



© Phoenix Design Group - SiaPac

دوشنبه ، ۲۹ اسفند ۱۳۸۴
:: ت.ی.ا.ت.ر

حق

ديودنه ويلاژ


آرشيبالد آبسالون ولينگتون


اگوستا نژ

دی‌شب خیال کردم
تئاتر مُرده!

تا خود صبح پلک‌های‌ام یک بند می‌بارید!

آیینه‌ چشمان‌ام را دو کلاغ سیاه
با موهای سیاه
که بی‌تابانه به دنبال هویت می‌گشتند
و فریادشان
خاموش‌تر از پنهانی‌ی عشق‌وار بوسه‌های دخترانه بود؛
نشان می‌داد!

گیسوان‌ام که شب می‌آید سر ناسازگاری دارند با نگاه‌ام
گم می‌شوند!

و من با دل‌هُره‌ی نبودشان
تا صبح چه انتظاری را وصله‌ی زمان می‌کنم!

دی‌شب...
- آه از خواب‌ها-
تئاتر را کُشتند
در دو قدمی‌ی خیره‌گی چشمان‌ام
کوچه‌ها را می‌دویدم
و صدای ضجه‌ی زنان می‌آمد!

به صلیب بود...
عریان
تنها
خونین!

صداها رفتند!
در تنهاترین تنهایی‌ها
به خلوتی غریب
تئاتر دور شد!

باران شروع کرده بود به سوگ‌واری
در هلال ماه گریه می‌کردم!

خانه در گذشته ماند
من در گذشته ماندم
کودکی‌های‌ام
سياهای خانه‌ی خورشید!

دی‌شب چه گذشت بر خیال‌ام!!!*

دیوارکوب نمایش 


صفحه‌های یک‌اُم و چهارم برنوشت صفحه‌های دوم و سوم برنوشت 

عکسینه‌ی نمایش سیاها: نسخه‌ی پنج‌اُم[ برای دیدن عکس‌ها به روی شماره‌ی آن‌ها کلیک کنید + ]

عکس شماره‌ی یک/ دو/ سه/ چهار/ پنج/ شش/ هفت/ هشت/ نه/ ده/ يازده/ دوازده/ سيزده/ چهارده/ پانزده/ شانزده/ هفده/ هژده/ نوزده/ بيست/ بيست و يک/ بيست و دو/ بيست و سه/ بيست و چهار/ بيست و پنج/ بيست و شش/ بيست و هفت/ بيست و هشت/ بيست و نه/ سی/ سی و يک/ سی و دو/ سی و سه/ سی و چهار/ سی و پنج/ سی و شش/ سی و هفت/ سی و هشت/ سی و نه/ چهل/ چهل و يک/ چهل و دو/ چهل و سه/ چهل و چهار/ چهل و پنج/ چهل و شش/ چهل و هفت/ چهل و هشت/ چهل و نه/ پنجاه/ پنجاه و يک/ پنجاه و دو/ پنجاه و سه/ پنجاه و چهار

این اجرا با یاد


سیاهای خانه‌‌ی خورشید


و


خانه در گذشته‌ی ماست سایه


پیش‌کش می‌شود به


حامد محمدطاهری


و گروه


نرگس سیاه

* شعر مرگ تئاتر از دوست عزیزم سباست.
عجالتا اجازه بدهید این پست بدون شرح بماند تا وقتی دیگر؛ شاید!

تمام!

امیرحسین بهبهانی‌نیا | 00:23 | نظرات: 34
دوشنبه ، ۲۲ اسفند ۱۳۸۴
:: نقره!

حق

روی ماه‌ات
یا
نقره‌ی دستان‌ات را
بگذارم ببوسم!

- می‌دانی؟-

بوسه که آغاز شود؛
عشق
می‌رود
به
راه
جاودانه‌گی!

امیرحسین بهبهانی‌نیا | 23:54 | نظرات: 19