چهارشنبه ، ۹ شهريور ۱۳۸۴
:: جماعت من دیگه حوصله ندارم!
حق
گرم و زنده بر شنهای تابستان؛
زندهگی را بدرود خواهم گفت!
تا قاصد میلیونها لبخند گردم؛
تابستان مرا در بر خواهد گرفت و
دریا دلاش را خواهد گشود!
زمان در من خواهد مُرد؛
و من بر زمان خواهم خفت!
يکشنبه ، ۳۰ مرداد ۱۳۸۴
:: هذیانگوییهای یک ذهن مشوش!
حق
چرتنامهی این دیوانه را که میخواهد گوش بدارد؟
کداماتان تاب میآورید؟
*
اجاق مهربانیی مادر ِ مادر[...] اِتان هم گرم!
بلولید چون روسپیان در هم:
از زنهایاتان هر کدام نجیبهای در خود؛
و از مردهایاتان همه کافکشی در ذات دارید:
بمیرید!
*
دیوار خانهی من از هرکداماتان کوتاهتر است:
لیچارهایاتان را ببافید بر آجرهایاش!
*
قسم به شرف نداشتهاتان:
بار بعد که از سفر مرگ بازگردم؛
کمی هم از خندهی خدا را برایاتان میآورم!
- زهرخندهی شماها که همه کفر ِ سیاهاست!-
*
بیراه نروید:
از چهرهی مقدساتان مانده فقط هالهی همین خورشید قراضهای که بر آسمان خاکستریاتان پرچ کردهاید!
*
به پاس شبهای فاحشهگی؛
شهوانیترین بوسهها را بر لبهایاتان خواهم زد!
*
دهانام را آب کشیدم!
*
تمام! ***
- این روی سکه!
نگاهی انتقادی به نمایش فنز؛ منتشرشده در پندار [ + ]
چهارشنبه ، ۲۶ مرداد ۱۳۸۴
:: نرد عشق
حق
چرا تو همیشه دیر میآیی؟
چرا دیرتر از هر کال میرسی؟
چرا به شام آخر میرسی همیشه؟
چرا دستانات دورند از این من؟
چرا چشمهای وحشیات گماند میان هرزهدرانیی نگاهها؟
چرا تو نیستی پیامآور بازگشت شادی به قلبام؟
چرا نرد عشق را جفت نمیآیی؟
چرا شطرنج زندهگی را همیشه ماتی؟
چرا دردی تو؟- وایوای-
چرا بُغضی تو؟- هایهای-
دیروز و امروزم پوچاند؛
چرا تو همیشه فردایی؟ - پسنوشت:
عکسینهی سیاها به روز شد. [ + ]
سه شنبه ، ۱۸ مرداد ۱۳۸۴
:: عکسینهی سیاها
حق
عکسینهی سیاها با سه عکس منتخب از مراسم سالمرگ احمد شاملو افتتاح شد! [ + ]
پسنوشتها:
- عکسها مربوطاند به پنجاُمین سالگرد جاودانهگیی احمد شاملو؛ بامداد شعر معاصر؛ که به تاریخ دوم امرداد هشتاد و چهار در امامزاده طاهر کرج، از مراسم برداشتهام!
- تصویر میانی کارت یادبودیست که مسیحدخت بامداد؛ آیدای بزرگ به همراه دستهگلی بر مزار شاملوی شاعر به او پیشکش کرده است:
مدیشکای من/ همچنان/ سکوت/ سرشار از/ ناگفتههاست/ آییش تو/ 2 مرداد 84
- آییشکا یا آییش و مدیشکا یا مدیش: پسوندهای یشکا یا یش در زبان ارمنی اگر بعد از اسم کسی بیایند نشانهی عزیزداشتن و محبت ندادهنده به اویاند و مدیشکا ترکیب مد- دو حرف انتهای اسم احمد- و یشکاست و آییشکا هم ترکیب آی- دو حرف ابتدای اسم آیدا- و یشکاست.
- عکسینهی سیاها با عکسی از آرامگاه حضرت حافظ به روز شد. [ + ]
سه شنبه ، ۱۱ مرداد ۱۳۸۴
:: بوی کافور
حق
دیشب تا سحر خواب مرگ دیدم!
*
صبح دهانام بوی کافور میداد!
|