چهارشنبه ، ۱۸ آذر ۱۳۸۳
:: شبانه
حق
شک کن به هرکسات:
در روزگاری که سیم ساز مادر را
برای اعدام فرزند کوک میکنند!
*
شک کن:
در این آلودهدیار وهم و وحشت و ونگونگ ناقوس تکفیر
که اینان پاس شبزندهداران را
دار بیآفتاب سپیدهی خون میدهند!
*
زره بپوش:
چون خواهی به رقص آیی میان این دُشنهپرستان
که نافرشتهگان از پشت نه
از هر بیسو بر میان میزنند!
*
قلبات را زندانیی هفتبند بیملاقات زنجیر عقلات بنه:
که ناگاه دل نبندد بر این دلدزدان!
*
یا به اسیریی خمارچشمان بیبنیاد
دست از پاکی بشوی و در خُمر پلشتی زن:
آنک هرچه بادا باد!
یا چشم و چشمدل ببند بر هر عشوه و ناز
تقدیس بیوجود دستسازخدای این بندیبندهگان را:
اینک بر قبلهی این حرامیان مبر نماز!
|