|
سه شنبه ، ۱۴ مهر ۱۳۸۳
:: دلگریههای سفرحق خداحافظ! خداحافظ! گل اردیبهشت من!
قسمات میدم: پشت سر من؛ من مسافر گریه نکن؛ گریه نکن؛ گریه نکن! بیشتر از جونام میبرم با خود میخوام ببینی ای جماعت! به سلامت! من دیگه برنمیگردم!
ترانههای به این زیبایی رو دلام نیومد ننویسم و از خودم چیزکی بگم!/ ترانهی اولی رو که پر از بغض و گریهاس- و البته امید- بسیار دوست دارم با صدای مرحوم فرزین- نام ترانهسراش رو نمیدانم و هرچه هم گشتم به جایی راه نبردم!-/ ترانههای دوم و سوم از دوست عزیزم یغماست!/- هماو که همیشه حسادت خاموش من رو بیدار کرده با دلنوشتههای شاهکارش!/ هرچه را در دل دارم که بگویم؛ یغما پیشترک بسیار زیباتر گفته است!/ بحثها و جدل زیاد داشتهایم!/ حرفامان یکیست!/ راه دوری نمیرود اگر ترانههای او را مینویسم به جای دلگریههای خودم!/- راهنماییهای ادبی و روحیاش را هیچوقت فراموش نمیکنم!/- و به روح آزادهاش سوگند میخورم!-/ ترانهی دومی را ناصر عبداللهی خوانده و سومی را مهراج و حقا که هر دو درست و زنده خواندهاند!/ اما از هرچه بگذریم؛ ترانهی ناب بیصدا چیز دیگریست!/ رهسپار سفری هستم شاید کوتاه و شاید...!/ خواهم نوشت؛ اگر دل به دریا بزنم!/ همراهاتان خواهم ماند!/ تا بعد... |