|
يکشنبه ، ۲۸ مرداد ۱۳۸۶
:: Foto Fête VI
زردها بیهوده قرمز نشدهاند؛ صبح پیدا شده، اما؛ آسمان پیدا نیست... نظرات ناما جعفري | 28.09.2007 شایدبرای رفتن ازچندجهت کافی باشد/بادباشی/کابوسی سردرگم ازجنوب/که داردبه سمت موهای تومی وزد/بادکه باد نیست/یعنی ازروزبه نمک های دست های تو/ یعنی ازشب به پاشیدن روی زخم های من/لیموها/لاک پشت/وکلمات بی ربطی...می بینی اميرحسين عزیز..کلمات چقدربی ربط هستند elnaz | 25.09.2007 ؟ فاطمه اختصاری | 22.09.2007 سلام بالاخره آمدم .......با خبر چاپ نشریه تخصصی غزل پست مدرن .......با مقاله ترفندهای زبانی در غزل پست مدرن (بخش سوم) .......و مهم تر از همه: .......یک شعر: .......«زیر درخت گلابی!!» در 7 اپیزود در 7 روز به اندازه آفرینش دلگیر انسان که به قول «رزا جمالی»: این مرده سیب نیست یا خیار است یا گلابی!! من آمده ام منتظر آمدن توام تنها بعد روزها چله نشینی... رضا نجاتی نژاد | 19.09.2007 بازم متل همیشه عالی بود درضمن خوشحال میشم نظرتو در مورد وبلاگم بگی رضا نجاتی نژاد | 19.09.2007 عالی بود در ضمن خوشحال میشم نظرتو در مورد وبلاگم بدی بازرس هاند واقعي | 18.09.2007 لطفاْ از وبلاگ نمايش «بازرس هاند واقعي» نوشته ی تام استوپارد و کارگردانی امير امجد بازديد فرماييد. http://hound.blogfa.com strategy | 12.09.2007 این فضا، این عکس.. خیلی زیاد خوب بود، همین. بانوي معبد سوخته | 10.09.2007 متاسفانه عکس واسه من کامل باز نميشه! امیر جاوید | 10.09.2007 شرح تطبیقی حکایت شب نشینی سلطان حسین خان وزیردوست پارسایی رضی الله عنه با امیر المومنین فی بلد الامین اصغر ابن همت ابن سبزهْ رنگْ دانه ای اشهدْ اندرْ نفع و ضر به قضاوت شیخ محمد ابن رحمانیان کل شیء هالک الا وجهه در محضر محمد ابن صالح ابن علاء ابن ژولیدهْ سر ِ معین البکایی با حکایت نصوح ِ دلاک ! در دبستان ! امیر جاوید | 10.09.2007 شرح تطبیقی حکایت شب نشینی سلطان حسین خان وزیردوست پارسایی رضی الله عنه با امیر المومنین فی بلد الامین اصغر ابن همت ابن سبزهْ رنگْ دانه ای اشهدْ اندرْ نفع و ضر به قضاوت شیخ محمد ابن رحمانیان کل شیء هالک الا وجهه در محضر محمد ابن صالح ابن علاء ابن ژولیدهْ سر ِ معین البکایی با حکایت نصوح ِ دلاک ! در دبستان ! شاهين | 05.09.2007 پسر ! اينکه عکس خوبيه ! چرا نداديش واسه نمايشگاه؟ فردا | 01.09.2007 حضورتان را در پنجره سپاس ميگويم . و با کلامي نو در انتظار نظراتتان هستم. و اما سياهي با قرمزي تصوير شما بيشتر به چشم ميآيد. تا طلوعي ديگر بدرود حمید موذنی | 31.08.2007 سلام مخلصم با مطلبی آسیب شناختی با عنوان "خصومت بوشهری و برازجانی (جامعه شناسي خصومت شهري و روستايي در ايران )" به روزم گرگ صابونی | 29.08.2007 تصویر همیشه تصویر نیست... کلمات؟ یا تصویر؟ هر دو زیبا هستند... آکو | 29.08.2007 چه رنگهايي..خوش به حالت امير حسين چه جاهايي رفتي. elnaz | 26.08.2007 :-) ليلي | 22.08.2007 اين جور کوچه اصلا انگار هيچ چيزشان بيهوده نيست. آدم احساس مي کند اين همان حجمي است که خدا توي اسباب بازي اش براي عروسک هايش ساخته. رويش که راه مي روي اين احساس چند برابر مي شود.قديم تر اين حس را نمي شناختم. اما حالا خوب مي فهمم. تا کي قرار است عکس بفرستي از خيابان هاي سنگفرش؟ کالک | 22.08.2007 ما در کنار هم رنگ مي بازيم ... حامد | 22.08.2007 بی شک بیهوده قرمزی رنگ نینداخته بر دیوار ...صبح پیدا شده، اما؛ آسمان پیدا نیست..افسوس...قدیما بیشتر می نوشتید اما جدیدن بیشتر عکس کار می کنید..یاد قدیما ملکه سبا | 20.08.2007 اين روزها منزجرم از خودم از کوههايي که هيچ وقت پيدا نيست شهرام ملاقلی پور | 20.08.2007 خورشید سایه ی شبانه ام را سر ببرید ; قرمزی رنگ نینداخته بی هوده بر دیوار... صبح پیدا شده ، اما ; آبی پیدا نیست دل گریان شده ، اما ; آبی پیدا نیست میثم یوسفی | 20.08.2007 .............. من دلم سخت گرفته ست از اين... |